|
تقدیم به مولایی که بیش از انکه قیامش را تحلیل کنیم تجلیل نموده ایم. خونتاج خنجر از لبه تیز می چکید تا دست های حادثه را شست و شو دهد تا پیش چشم هرزه زاغان فال گوش یک بوسه ملیح به زخم گلو دهد بر زخم های سینه مولا سلام کرد خود را کشید و خون خدا از لبش چکید خونتاج خنجر و لبه تیز آخته می شد زلال اشک خدا را به چشم دید خنجر در آن میانه سر از پا نمی شناخت از بوسه گاه ختم رسل بوسه می ربود آنقدر تشنه بود به خون گلوی او انگار رنگ خون کسی را ندیده بود
بر نیزه های بی رگ دشمن چکیده بود آه از نهاد سم ستوران بلند شد آهنگرآه در دل آهن دمیده بود آتش بیار معرکه یک جرعه آب شد وقتی فرات بوسه به دستان ماه زد بازوی او به فاتح خیبر کشیده بود- مردی که حرف های دلش را به چاه زد سرمست دست بوسی او موج قد کشید تا ماه را شکار کند مشک جان گرفت آن سو میان خیمه شوریده دختری دست دعا به گوشه ای از آسمان گرفت وقتی که رد شد از همه سو نامه امان زد دست رد به سینه یک قوم آسمان آب از سر فرات گذشت و بهانه بود حتی دریغ جرعه ای از جوی مولیان بس کاخ ها که روی گسل ها بنا شدند بس نعل ها که بر تن خورشید تاختند بس پنجه ها که مأمن شمشیر بوده اند بس موج ها که در تب لب ها نواختند باید در انتظار نشستن بهار را خورشید پشت ابر که پنهان نمی شود دریا اگر دریغ کند موج ابر را این آسمان که در خور باران نمی شود نقاش شعر می کشد و بوم مثنوی ست شاعر قلم گرفته و نقاش می شود رازی برای شاعر این شعر آشکار رازی برای فرشچیان فاش می شود پونه نیکوی شهریور 85
و این ترانه که محصول مشترک سمیرا قطب و پونه نیکوی است در حاشیه کنگره ملی ایوار -خرم آباد-دی ۸۷ در سالن مجتمع ارشاد، قبل از آغاز افتتاحیه سروده شده است که امیدوارم مقبول طبع مردم صاحب نظر شود. واسه آبی نگاهت ماهیا نقشه کشیدن دی 87
*(بغض جنوب ريشه هاي جنوبي بغض سمیرا قطب دوست داشتنی است و اشك شمال برای پونه كه اهل بندرانزلي است. گل آخر بهار هم سمیرای گلمه كه درآخرين روز بهار متولد شده و برف اول زمستون متعلق به پونه ای که امروز... )
|
About![]()
من Archivesمهر 1388مرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 Links
تازه های ادبی |