تبليغاتX
سکوی سرخ -





















سکوی سرخ

 

 

دلم را می تراشی مثل معبودی که می خواهی

شبیهم می کنی آنی به موجودی که می خواهی

به آتش می کشی قلب مرا با هرم دستانت

و بازی می کنی در نقش نمرودی که می خواهی

به چشمان تو خواهد  رفت دود آتش عشقی

 که روشن کرده ای در راه مقصودی که می خواهی

مرا با پیله ام تنها رها کن آسمان تنگ است

نمی خواهم من ان آبی مسدودی که می خواهی

من از پروانه بودن شعله آتش نمی خواهم

نخواهد خاست از بال ترم دودی که می خواهی

نه یک پروانه، مار از پیله روزی می زند بیرون

فرا خواهد رسید آن روز موعودی که می خواهی

و موسی گونه می آیم سراغت هر کجا باشی

تو پیدایم کن از دامان هر رودی که می خواهی

 

                                                                پونه نیکوی

 

+نوشته شده در ساعت12:16توسط پونه نیکوی | |